تاریخ : پنج شنبه, ۱۲ تیر , ۱۳۹۹ 12 ذو القعدة 1441 Thursday, 2 July , 2020
2
گفت و گو با دکتر عظیم زاده عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام:

چه زمانی سیاست‌های کلی خانواده نتیجه خواهد داد؟

  • کد خبر : 2597
  • 06 خرداد 1399 - 20:39
چه زمانی سیاست‌های کلی خانواده نتیجه خواهد داد؟

در ادامه بررسی مواد سیاست های کلی خانواده ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری، گفت و گویی را با خانم دکتر عظیم زاده عضو هییت علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام داشتیم و با وی به بررسی سیاست های مرتبط با حوزه تشکیل و تعالی خانواده پرداختیم.

گروه اجتماعی کافه حقوق: در ادامه بررسی مواد سیاست های کلی خانواده ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری، گفت و گویی را با خانم دکتر عظیم زاده عضو هییت علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام داشتیم و با وی به بررسی سیاست های مرتبط با حوزه تشکیل و تعالی خانواده پرداختیم.

کافه حقوق: در ابتدا از خانم دکتر عظیم زاده تقاضا می‌کنیم که در مورد تفاوت ها و شباهت های تعریف خانواده در غرب و اسلام توضیحی ارائه دهند؟

عظیم زاده: تعریفی که هم‌اکنون از خانواده در جهان غرب و دنیای غرب انجام می‌شود با تعریفِ حاصل از نظام دینی ما متفاوت می‌باشد. تعبیری که هم‌اکنون از خانواده‌های نامتعارف انجام می‌شود و در دنیا وجود دارد، متفاوت از اندیشه‌های فکری ما است، بنابراین باید در ابتدا تعریفی مورد قبول از خانواده در نظام حقوقی خود را ارائه بدهیم.

با یک نگاه موشکافانه در بحث اندیشه‌های غربی مانند کانت و جیمز میل یا جان استوارت میل و حتی از فلاسفه متقدم افرادی مثل افلاطون و ارسطو به این موضوع پی می‌بریم که نگاه آنان به خانواده یا اصلاً خانواده‌مدار نیست و یا اگر خانواده را می‌پذیرند یک نگاه مولد دارند و بحث تعالی و تحکیم در این اندیشه‌ها مفهومی ندارد. ارسطو در کتاب سیاستِ خودش دیدگاه‌هایی را مطرح می‌کند و می‌گوید زن در طبقات جامعه‌شناسی خانواده در قاعده هرم جامعه‌شناسی قرار دارد و نمی‌تواند به فضیلت و تعالی برسد و نه‌تنها به تعالی و فضیلت نمی‌رسد بلکه نمی‌تواند مرد را هم به این تعالی برساند.

وی به‌طورکلی نقش تعالی را از زن سلب می‌کند و بیان می‌دارد که زن نمی‌تواند اصلاً مولد فضیلت باشد و معتقد است که زن در طبقه مجانین و سفها و به قول خودمان در طبقه محجورین قرار دارد و هیچ‌گاه نیز قادر به ورود به طبقات دیگر نمی‌باشد و یا در تعابیر دیگری که کانت مطرح می‌کند صریحاً زن را شهروند منفعل معرفی می‌کند. در نگاه کانت زن صرفاً به‌عنوان یک‌نهاد برای تولید نسل معرفی می‌شود و معتقد است که حقوق اساسی و شهروندی در طبقه دوم به زن تعلق پیدا می‌کند پس خانواده نمی‌تواند به‌وسیله زن به آن جایگاه برسد و اگر خانواده به موفقیت‌هایی دسترسی پیدا می‌کند به دلیل مرد قدرتمند و مرد نافذ و مرد آگاه می‌باشد. دیدگاه‌های دیگری در این زمینه وجود دارد که به دلیل ضیق وقت از آن‌ها چشم‌پوشی می‌نماییم.

 در دیدگاه‌های افرادی که نگاه جامعه‌شناسانه و یا فلسفی به بحث دارند، مانند دیدگاه‌های پیاژه و یا اریکسون و فروید بازهم در فلسفه تشکیل خانواده، زن جایگاهی ندارد و خانواده صرفاً بستری برای این است که نسل و جامعه بماند؛ اما هنگامی‌که به اندیشه‌های بزرگان دین و اندیشمندان و آموزه‌های دینی خودمان نظر می‌افکنیم خانواده را یک پیمان معرفی می‌کنند و از آن به‌عنوان یک میثاق یاد می‌کند و در لسان حقوقی هم هرچند بیان می‌کنیم نکاح از عقود لازم و مستحکم است ولی به تعبیر قرآن علاوه بر اینکه بایسته‌های حقوقی در دل واژه نکاح وجود دارد ولی میثاق است و باید ابزار و ادوات و شرایط و بسترهایی فراهم گردد تا به استحکام دست‌یابیم. میثاق یعنی بسیار ناگسستنی و این‌قدر محکم که اصلاً گسسته نمی‌شود و متفاوت از شرایط کنونی است که جوانان بسیار راحت عقد می‌کنند و بسیار راحت نیز این پیمان را گسسته می‌کنند.

کافه حقوق: در تعریف اسلام از خانواده چه ویژگی هایی وجود دارد که آن را از سایر تعارف متمایز کرده است؟

عظیم زاده: در تعریف اسلام از خانواده، خانواده صرفاً مولد نیست و دارای سه کارکرد اصلی است. خانواده مأمن و مکان امنی برای این است که ۱- اعضای خانواده بتوانند ارضای نیازهای عاطفی داشته باشند و ازنظر عاطفی اقناع شوند.

در متون حقوقی و فقهی ما کارکرد اساسی برای تشکیل خانواده این است که افراد به تکامل فکری و روحی و اقناع عاطفی برسند. ۲- کارکرد دوم خانواده تأمین نیازهای جنسی و غریزی اعضای خانواده و زوجین است. ۳- تولید نسل به‌عنوان کارکرد سوم خانواده در این رویکرد بیان‌شده است. خانواده بدون فرزند ممکن است که خانواده خوب و مستحکمی باشد ولی نتوانسته آن بصیر بودن و عالم بودن را به نسل بعدی انتقال دهد. خیلی از خانواده‌ها هم هستند که فرزند ندارند ولی به گونه دیگری این تعالی را منتقل می‌کنند حال یا با پذیرش سرپرستی و یا به گونه‌های دیگر.

به‌هرحال با این رویکرد وارد در موضوعات بحث می‌شویم. البته پیش از ورود تخصصی به بحث باید نکته دیگری را نیز بیان کنم و آن توجه داشتن و مدنظر قرار دادن سایر سیاست‌ها می‌باشد؛ چراکه اگر مستقیماً وارد در بحث شویم نگاه سیستمی از بین می‌رود. اگر می‌خواهیم بندهای کلان در سیاست‌های خانواده عملی شود و در دادگاه‌ها و محاکم و یا در تعاملات اجتماعی و در زندگی روزمره اجرا شود و از قالب بحث و کلام خارج شود نمی‌توان به سیاست‌های خانواده به‌صورت جزیره‌ای نگاه کرد و باید یک نگاه کاملاً سیستمی داشته باشیم و به همین منظور سیاست‌های رهبری را در بحث جمعیت ۳۰/۲/۹۳ و سیاست‌های کلان اقتصاد مقاومتی در ۲۹/۱۱/۹۲ و سیاست‌های کلی اشتغال ۲۸/۴/۹۰ و سیاست‌های کلی کلان سلامت ۱۸/۱/۹۳ را در امتدادِ سیاست‌های کلی خانواده موردبررسی قرار می‌دهیم. به‌واقع نمی‌توان سیاست‌ها را به‌صورت مقطعی و جدای از هم بررسی کنیم چراکه یک ارتباط منطقی با یکدیگر دارند.

کافه حقوق: سیاست‌های مرتبط با حوزه تشکیل و تعالی خانواده بپردازند در سیاست های کلی نظام را چگونه ارزیابی می کنید؟

عظیم زاده: مقام معظم رهبری در ماده ۱ این سیاست‌ها در تعریف اولیه بیان کرده‌اند که خانواده واحد بنیادین جامعه است و پشتوانه سلامت است و مؤلفه‌هایی را دربند الف طرح کرده‌اند که جایگاه خانواده را از منظر ایشان نشان می‌دهند و واحد بنیادین، کانون رشد و تعالی و پشتوانه سلامت است و پشتوانه بالندگی و اقتدار و اعتلای معنوی است.

این عبارات نشان می‌دهد که علی‌رغم اینکه اصلی‌ترین دغدغه مقام معظم رهبری این است که خانواده باید محور سیاست‌های کلان باشد و به‌عبارت‌دیگر باید یک راهبرد باشد اما برخی دولتمردان و سیاست‌گذاران و افرادی که در عرصه‌های مختلف و کسانی که دارای منصب و دارای مسئولیت هستند فاقد نگاه خانواده محور می‌باشد. توجه به خانواده، تسهیل در ازدواج، تشکیل خانواده، تحکیم خانواده و بعد تعالی خانواده و رسیدن به این پله‌ها نیازمند مدنظر قرار دادنِ مؤلفه‌های مختلفی است.

مؤلفه‌هایی مانند اقتصاد، فرهنگ یا تعاملات علمی خانواده، سلامت خانواده و البته مؤلفه‌های دیگر و به همین دلیل باید سیاست‌های کلان دیگر مدنظر قرار دهیم. بخشی از نظام خانواده را دغدغه‌های حقوقی و قوانین حقوقی تشکیل می‌دهد و البته به این موضوع باید توجه داشت که قبل از اینکه اعضای خانواده به این بن‌بست‌ها برسند، با همدیگر بر سر یک سفره زندگی می‌کنند و بنابراین باید به دنبال این باشیم که چه‌کار کنیم که دارای یک زندگی پایدار باشند.

ماده ۴ این سیاست‌ها ایجاد نهضت فراگیر ملی برای ترویج و تسهیل ازدواج موفق را بیان می‌کنند؛ یعنی اگر ما در جامعه قرار است خانواده محور حرکت کنیم، یکی از اصلی‌ترین پایه‌های تشکیل خانواده ازدواج است و البته نه هر ازدواجی، نه ازدواج زودهنگام و نه ازدواج تعجیلی.

آن چیزی که در نظام حقوقی تحت عنوان آگاهی‌های پیش از ازدواج و یا آگاهی‌های زوجین و یا آگاهی‌های حقوقی و معرفتی و کفویت بیان می‌کنیم به دلیل برهم خوردن توازن جمعیت و به دلیل بر هم خوردن توازن آمار ازدواج از میان‌رفته است و بنابراین در جامعه شاهدِ تصمیم‌گیری‌های نابهنگام و نادرست در بخشی از دختران و پسران هستیم که باعث شده درصدی از این جوانان به خاطر ورودِ تفکرهای غربی ازدواج نکنند و یا شاهدِ ازدواج پارتنری، ازدواج سفید، ازدواج بدون قوانین شرعی و عرفی در میان جوانان و البته در میانِ سوپراستارهای ورزشی و سینمایی باشیم.

مشکل ازدواج جوانان تنها با دادن وام برطرف نمی شود

در بین اقشار مرکزی جامعه باید یک عزم ملی و یک نگاه جامع‌نگر به بحث وجود داشته باشد. ما ازدواج را باید از زوایای مختلف مورد بررسی قرار دهیم. نهضت فراگیر یعنی بررسی کنیم که معضلات ازدواج ناموفق چیست و ازدواج موفق کدام است. فرهنگ‌سازی برای ازدواج موفق، پیشگیری از ازدواج ناموفق، ارائه راه‌حل‌های پیشگیرانه و مقابله با پدیده افزایش نرخ طلاق و تدابیر منطقی و درست برای کاهش سن ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج را مدنظر قرار دهیم.

آمار سن ازدواج در دختران در شهرهای بزرگ ۲۹ سال و در آقایان ۳۲ سال است و در شهرهای کوچک آمار سن ازدواج دختران ۲۵ و برای آقایان ۲۷ است و تا این‌ها به هم برسند و تصمیم بگیرند که بچه‌دار بشوند یا نشوند سن باروری اصلی را از دست می‌دهند.

پدیده تسهیل ازدواج این نیست که میزان بسیار اندکی وام داده شود و البته باید باشد اما تمامی راهکارها به این موضوع ختم نمی‌شود بلکه باید بنیانی باشد که همه جوره این زوج‌ها را حمایت کند چگونه به برخی از این ارتشی‌ها و یا برخی از پزشکان که در مناطق محروم زندگی می‌کنند خانه‌های مسکونی داده می‌شود و چه اشکالی دارد که کسانی نیز که در وزارتخانه‌ها و یا در سازمان‌ها مشغول به کار هستند از چنین حمایت‌هایی برخوردار شوند.

کافه حقوق: همانطور که می دانید یکی از مشکلات امروزی تجرد قطعی جوانان است. آیا در سیاست های کلی خانواده به این مساله نیز اشاره شده است؟ و راهکار مفابله با تجرد جوانان چه می تواند باشد؟

عظیم زاده: بله، مقام معظم رهبری به نفی تجرد در جامعه با وضع سیاست‌های اجرایی، قوانین و مقررات تشویقی و حمایتی، فرهنگ‌سازی و ارزش‌گذاری به تشکیل خانواده متعالی بر اساس سنت الهی اشاره نمودند. در همین چند خط نکات مهمی وجود دارد. اولاً جامعه را به سمت ازدواج‌های سنتی الهی و نه سنتیِ متحجرانه و منطبق با آن چیزی که خداوند بیان کرده است، سوق می‌دهند به‌گونه‌ای که آن‌ها را به تعالی برسانند و از آن پله معرفتی که دخترخانم و یا آقاپسر بوده است افول نکند.

در نظام حقوقی ما باید هر دو نفر به تعالی برسند و قرار نیست که یکی رشد کند و به‌طور مثال دکتر شود و یکی بی‌سواد بماند. هر دو قرار است ازنظر روحی و عاطفی به تکامل برسند و بعد جالب است که در این بند از سیاست‌ها بیان‌شده است برای تمامی دختران و پسران در سن ازدواج. این عبارت یعنی یک خط کشیدن روی تعریف سن ازدواج که برخی از خانم‌ها و آقایان حقوقدان مطرح می‌کنند. ازنظر اسلام ازدواج شاخص دارد و سن ندارد و ممکن است یک دخترخانمی در ۱۲ سالگی به بلوغ فکری و جسمی برسد و توانایی شوهرداری داشته باشد و یک دخترخانم هم ممکن است در سن ۱۸ سالگی این توان را نداشته باشد.

در همین‌جا باید بیان کنم که بنده تحقیقی را بر روی ۲۰۰۰ دختر انجام داده‌ام. ۱۰۰۰ نفر از جنوب شهر و ۱۰۰۰ نفر از شمال شهر. برای اکثر این دختران اصلی‌ترین شاخص، درآمد و توانمندی اقتصادیِ مرد بوده است؛ بنابراین شاخصه‌های معرفتی چه از جانب دختران و چه از جانب پسران در نظر گرفته نمی‌شود.

قوانین کار در نظام حقوقی ما هیچ سنخیتی با بالندگی خانواده ندارد

در قسمت آخر این بند نیز نفی تجرد ارزش‌گذاری می‌شود و این معنا دارد و فرهنگ مجرد زیستن و آن اصالت عزوبتی که کلیساها در جامعه اروپا مطرح می‌کردند و باعث گردید که اروپا به سراشیبی جنسی منتهی شود را نفی می‌کند. ما نیز اگر امروز نفی تجرد نکنیم، مجرد زیستن ما را در یک سراشیبی افراط ‌و تفریطی قرار می‌دهد و تعادل جامعه به هم می‌خورد؛ بنابراین در این خصوص نیز باید سیاست‌های اجرایی طراحی شود.

متأسفانه امروز با بررسی قانون کار متوجه می‌شویم که قوانین کار و نظام کارفرما در نظام حقوقی ما با بالندگی خانواده هیچ سنخیتی ندارد و خانم موظف است شغل تمام‌وقت برای زندگی‌اش داشته باشد و البته مسئولین ما هم حاضر نیستند شغل تمام‌وقت برای بانوان را ۳۰ ساعت در هفته و برای مردان را ۴۰ ساعت در هفته تعریف کنند و چنین بیان می‌کنند که ۳۰ ساعت کار می‌کند و باید حقوق ۳۰ ساعت به وی داده شود. خب در این صورت که فایده‌ای ندارد و دردی از این بانوان دوا نمی‌شود و مجبورند شغل دیگری احراز کنند و همان مقدار از خانواده کم می‌گذارند.

 انتهای بند ۴ نیز بحث مبارزه بافرهنگ‌های غیرمتعارف است. چرا باید امروز به ما خبر برسد که در منطقه نیاوران دخترخانم ثروتمندِ تهرانی با یک سگ ازدواج می‌کند و پدر و مادرش برای او جشن می‌گیرند و بعد پدر و مادر می‌گویند دختر من این را می‌خواهد و چه اشکالی دارد و من به علاقه دخترم احترام می‌گذارم. جدای از مسئله شرعی آن، سؤال این است که چرا مسئله بهداشت و مسئله عقل و تدبیر در جامعه ما دریده شده و همه پارامترها کنار گذاشته‌شده و این بند ما را سوق می‌دهد به سمت معرفت و شناخت و یافتن همسر ایدئال.

کافه حقوق: اگر امکان دارد کمی از نقش این سیاست ها در ترویج سبک زندگی اسلامی- ایرانی توضیح دهید.

عظیم زاده: ماده ۶ این سیاست‌ها ارائه و ترسیم الگوی اسلامی خانواده و تقویت و ترویج سبک زندگی اسلامی-ایرانی را با مؤلفه‌هایی بیان می‌کند. به‌طورکلی باید بیان کرد تا زمانی که فرهنگ اشرافی گری در جامعه ما، در میان دختران و پسران وجود دارد نمی‌توانیم به فرهنگ اصلی خود بازگردیم.

در قسمتی از این ماده فرموده‌اند مبارزه با گروه‌های مرجع ناسالم. این جمله بسیار مهم می‌باشد. وقتی از رابرت مورداک سؤال می‌کنند ما چگونه می‌توانیم جامعه ایران اسلامی را از هم متلاشی کنیم؟ می‌گوید اگر ما از سه روزنه وارد شویم می‌توانیم ایران اسلامی را به‌راحتی از هم بپاشیم. در دل خانواده مادر خانواده را نشانه بگیرید و عفت، تقوا، اخلاق، پای بندی، تعهد و وفاداری را از مادر خانواده بگیرید تا خانواده مضمحل شود.

سیمون دوبوار- لیدر فمنیست ها -در کتاب جنس دوم می‌گوید: تا زمانی که کلمه مادری، وفاداری و پایبندی وجود دارد زن به آزادی مطلق جنسی نمی‌رسد؛ یعنی باید این‌ها را له کرد تا خانواده ازهم‌پاشیده شود. رابرت مورداک می‌گوید دوم باید نظام آموزشی آنان را تغییر داد. ذره‌ذره هم دارند این کار را می‌کنند کتاب‌های درسی، مدل آموزش، سبک درس و نحوه ارائه، شبهه افکنی، ایجاد تردید در نسل جوان، ایجاد انحرافات اعتقادی و مسائلی از این قبیل در نظام آموزشی‌مان دیده می‌شود.

عقاید و رویکردهای مردم و خصوصا نسل جوان تغییر کرده است

سوم می‌گوید تغییر گروه‌های مرجع و تخریب گروه‌های مرجع سالم. واقعیت مسئله این است که در ابتدای انقلاب دانشمندان، علما و روحانیون به‌عنوان گروه مرجعِ سالم مقتدای خیلی از آدم‌ها بودند و دشمن به‌گونه‌ای صحنه‌سازی کرد که این تغییر حاصل گردد و به قول امام که در اول انقلاب فرمودند اگر یک دکان‌دار دزدی کند نمی‌گویند همه دکان‌داران دزد هستند اما اگر یک آخوند دزدی کند می‌گویند همه آخوندها دزد هستند. کافی است چند دانشمند علم فروشی کنند و یا چند آخوند دزدی کند و یا چند عالم جاسوس دربیاید، نگاه مردم از این گروه مرجع سرد می‌شود، کما اینکه شده است.

واقعیت مسئله این است که اگر به اتاق افراد جوان ۱۴ تا ۱۸ سال بروید می‌بینید که در اتاقشان عکس سوپراستارهای ورزشی یا سینمایی و یا در موبایلشان این عکس‌ها وجود دارد. به‌این‌ترتیب مشخص می‌شود که عقاید و رویکردهای مردم و بخصوص نسل جوان تغییر کرده است.

در انتهای بند ۶ فرموده‌اند اصلاح رفتار گروه‌های مرجع؛ یعنی جامعه علمی و جامعه روحانی و جامعه اندیشمندان باید رفتارهایشان را اصلاح کنند. جوان‌ها به ما نگاه می‌کنند چه بخواهیم و چه نخواهیم.

چرا باید جامعه به یک خلأ فرهنگی برسد که الگوی جوانان ما فلان فوتبالیستی باشد که نصف مویش را تراشیده است و یا برفرض مثال تا به ‌حال سه زن گرفته است. چه اتفاقی افتاده است؟ چه خلائی در ذهن وی ایجادشده است.

لینک کوتاه : http://www.onlaw.ir/?p=2597

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.